محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

105

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

مىكردند و عرب‌هاى جنوب و مردم اوگاريت آن را خداى مؤنث مىپنداشتند ، حال آنكه سومريان و اكديان آن را خداى مذكر مىدانستند ، و حيتىها ميان إله خورشيد و الههء خورشيد كه آن را « أرنا » مىناميدند ، تفاوت مىگذاشتند . رمز خداى خورشيد در بابل و آشور و سوريه و آسياى صغير قرص « ذى الجناحين / داراى دو طرف » يعنى به هيئت خورشيد در مصر ، كه از ميان القابش در سرزمين رافدين ملقب به « نور العالم » بود . همچنين خداى خورشيد در نگاه آن قوم قاضى اعظم بود كه قوانين دادگرى را به پادشاهان ديكته مىكرد ، و شهر « لارسا » در سومر و شهر « سبر » از اكبر ، از دير زمان دو مركز اصلى پرستش « شمش » بودند ، و همسر خداى خورشيد « أيا » نام داشت . 3 . خداى زهره خداى زهره ( عشتر / عشتار ) از مهم‌ترين خدايان در سومر بود و سومريان آن را « أنينا » به معناى بانوى آسمان مىناميدند و « عشتر » يك اسم أكدى سامى ؛ و نظير آن است « عشتار » در نزد فينيقيان و عبريان كه خدايى مؤنث است و « عشر » كه در نگاه عرب‌هاى مناطق جنوبى خداى مذكر است كه از حيث مرتبت پس از پدرش « سين » و برادرش « شمش » جاى داشت و او خواهر « أرشكيجل » ، خداى عالم فرودين است . از اين الهه به ستاره هشت شعاع و يا شانزده شعاع تعبير مىشود كه در درون دايره‌اى نقش بسته است كه اختران را به راه‌هاى خويش رهنمون مىشود و گاهى ستارهء صبح و بارى ستارهء شب خوانده مىشد و هر گاه كه ستارهء شب باشد ، خداى عشق و لذت است كه هر كس از انسان‌ها را كه بخواهد و بپسندد بر تخت پادشاهى مىنشاند . آشوريان آن را به عنوان خداى جنگ بزرگ مىداشتند و سلاح برتر او را قوس ( كمان ) مىداشتند و حيوان مورد علاقهء او شير

--> - به معناى آتشين مىناميدند و اين معنا به « آل حمون » و « بعل حمون » در زبان عبرى نزديك‌تر است ، اگر چه برخى « ذات حميم » را به ذات الحمى معنا كرده‌اند و حمى عبارت از جايگاهى است كه مورد حمايت قرار مىگيرد و براى خدا يا معبد يا پادشاه يا سرور قبيله ويژه گردانيده مىشود و تبديل به حرم ايمنى مىشود كه كسى حق حرمت شكنى و تجاوز به حدود آن را ندارد . امّا در تصاوير قتبانى ، از آن افزون بر نام ديگر آفتاب كه در نگاشته‌هاى قتبانى ملاحظه مىشود ، يعنى « إث / ت » . به « ذات صهرن » و « ذات رحبن » نيز تعبير شده است كه همان واژهء عبرى « آشرت » است و اين اسم قتبانى به طور عادى به خداى آفتاب و همسر خداى « ودّ » اشارت داشت .